سيسيل جان ادموندز / بارون دوبد / ولادمير مينورسكى ( مترجم : اسكندر بهاروند و ليلى بختيارى )

26

دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها " مينورسكى " ) ( فارسى )

آنها دارد . ولى اين قدرت تا حدى بوسيله رؤساى تيره‌ها ( توشمال ) محدود شده است و خوانين مجبورند تاحدى به خواسته‌هاى اين رؤساى كوچك سر تسليم فرود آورند . ( ادموندز آنها را كدخدايان ناهنجار ناميده است ) . اطلاعات قوم‌شناسى ( نژادشناسى ) دربارهء لرها بسيار ناچيز است 52 . در اين مورد مىتوان به يادداشتهاى دوهوسه ( 52 ) ( در سال 1859 فرماندهى يك فوج لر را به عهده داشت ) ، ودخانيكف 53 ، و دانيلو ( خيلى جزئى و سطحى ) رجوع كرد . دوهوسه مخصوصا به فشردگى جمجمه لرهاى لرستان اشاره كرده است ، از طرفى ادموندز به تفاوت بين لرها و لكها اشاره كرده و معتقد است كه لكها بلندتر بوده و داراى بينى عقابى مىباشند و از نظر كيفيت خالص‌تر هستند ، همچنين زنهاى آنها از زنان لر زيباترند 54 . رنگ موى لرها اغلب شاه بلوطى بوده و ريش پرپشت دارند . به‌طورى كه لرستان را معدن ريش مىنامند . به نظر نمىرسد زنان لر به اندازه زنان كرد از آزادى برخوردار باشند . در مورد زنان كرد ، ادموندز مىنويسد كه مشاهده نشده است در بين كردان زنى به رياست طايفه انتخاب شده باشد و حال آنكه همر 55 ( جلد دوم ص 239 ) از دو دختر جنگجوى 56 عليمردانخان والى لرستان كه در سال 1725 ميلادى نبرد مىكرده‌اند نام برده است . زندگى و آداب و رسوم بختياريها مورد ستايش كسانى مانند لايارد Layad خانم بيشاپ Bishop و كوپر Copper قرار گرفته است و حال آنكه اكثر مسافرين كه از لرستان عبور كرده‌اند شديدا لرهاى اين منطقه را مورد انتقاد قرار داده‌اند ( ر ك : به مقاله ادموندز در مجله جغرافيائى و سرلشگر داگلاس Douglas كه در سال 1904 بوسيله لرها زخمى شد 57 ) . مذهب از زمان ساسانيان گروههائى از عيسويان و يهوديان در دهكده كرخه 58 مستقر شدند ( نقل از بنيامين 59 ) ، بعيد نيست اين گروهها از خود آثارى بجا گذاشته باشند . مطلب جالب داستان

--> نامه‌ها به معنى دژ و حصار است .